من زنم..

زن که باشی ترسهای کوچکی داری!!!

از کوچه های بلند،از غروب های خلوت...

از خیابانهای بدون عابر میترسی!!!...

از صدای موتور سیکلت ها ودوچرخه هایی که بی هدف....

در کوچه پس کوچه ها می چرخند!!!..

زن که باشی...

عاقبت یه جایی...

یه وقتی...

به قول شازده کوچولو

دلت اهلی یک نفر میشود و...

دلت برای نوازش هایش تنگ میشود

حتی برای نوازش نکردنش..

تو می مانی و قلبی که لحظه دیدار تندتر می تپد

سراسیمه میشوی...

آشفته میشوی....

دلتنگ میشوی...

دلواپس میشوی....

دل بسته میشوی...

میفهمی که نمیشود!!!..

نمیشود زن بود و عاشق نبود!!..

دست خودت نیست..

زن که باشی

گاهی دوست داری تکیه بدهی

پناه ببری..

دست خودت نیست

زن که باشی

گاهی رهایش میکنی..

و پشت سرش آب میریزی..

و قناعت میکنی به رویای حضورش

به امید اینکه خوشبخت باشد

دست خودت نیست

زن که باشی همه دیوانگی های دنیا را بلددی...

 

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
ابوالفضل

سلام وب بسیار خوبی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی...